روزنامه های امروز صبح تهران در عنوان های اصلی خود از حضور وزیر آموزش و پرورش در مجلس و گفته های وی درباره آتش سوزی کلاس دختران دانش آموز پیرانشهری نوشته، از میان حوادث خارجی به عقب نشینی محمد مرسی در مقابل مردم معترض پرداخته اند.
گمانه زنی درباره مبارزات انتخاباتی آینده و وضعیت گروه های مختلف و ماجرای نوار مکالمه خصوصی مهدی هاشمی از جمله دیگر مطالبی است که روزنامه ها بدان پرداخته اند.
جلسه رسیدگی مجلس به آتش سوزی
در مدرسه دخترانه، صفحه اول ابتکار
فیاض زاهد در مقاله ای در همین روزنامه نوشته بازگشت به خیابان برای کسانی که ایستادن فرصتی نوین است تا غنودگی مدید دوران خانهنشینی را پشت سر نهند، بازگشت به خانه کار سهلی نیست. با این همه مصر در آستانه فرو افتادن در این چرخه معیوب است. جنس فرمان مرسی بیشباهت به فرمانهای مطلقه نیست. این برای مردمانی که به تازگی دیکتاتوری را مهار کردهاند نمیتواند پسندیده باشد. از سویی عفریت آنارشیسم و فقدان بلوغ سیاسی و معرفت اجتماعی در کنار جوزدگی و حرکات احساسی میتواند به سود دشمنان انقلاب و دموکراسی که ذاتا با هم جمعناشدنی هستند، تمام شود.
داوود هرمیداس باوند در مقاله ای در کلیکبهاررویدادهای قاهره را نمونه جدید دموکراسی خواهی در خاورمیانه خوانده و نوشته آشفتگی و ناآرامیهای جدید در جامعه مصر به چند دلیل عمده رخ داده است. تصمیمگیری عجولانه آقای مرسی در افزایش اختیارات ریاستجمهوری، رفتار عجولانه مجلس موسسان مصر در تدوین پیشنویس قانون اساسی و تاکید مرسی بر برگزاری رفراندوم تایید این پیشنویس؛ مجموعه این عوامل جرقهای را ایجاد کرده تا بار دیگر تظاهرات گسترده مردمی در خیابانهای قاهره و شهرهای دیگر مصر صورت بگیرد و جهان شاهد تکرار روزهای آغازین انقلاب این کشور باشد.
به نظر این استاد دانشگاه مجموعه رفتارهای اخیر محمد مرسی مغایر با خواست گروههای سیاسی و جوانانی بود که دو سال پیش حکومت استبدادی حسنی مبارک را سرنگون کردند؛ بنابراین موضعگیریها و اظهارنظرهای او از سوی مردم مصر علایمی از برقراری نوع جدیدی از نظام استبدادی براساس مبانی «اخوان»ی تلقی شد و در واکنش، مجموعه اعتراضها و خشونتهایی رخ داده و میتواند تا مدتها گریبان جامعه مصر را بگیرد.
مهدی مالمیز در سرمقاله کلیکمردم سالاری اظهار نظر کرده که اولین رئیسجمهور منتخب مردم مصر در ارزیابی خود از روحیه عمومی حاکم بر مردم و تحلیل ابعاد دگرگونیهای عظیم ناشی از «انقلاب عربی» دچار یک خطای محاسباتی بزرگ شده است و آن اینکه: مردم مصر که پس از سالها زندگی در سایه سیاه دیکتاتوری سرهنگ مبارک و خاندانش سیاستزدایی شده بودند، بار دیگر به لطف انقلاب ژانویه به پهنه سیاستورزی بازگشتهاند و در کار ترسیم تاریخ جدید مصر هستند.
تاریخی که در آن حقوق مسلم شهروندی، پاسخگو بودن حکومت و حق تعیین سرنوشت مصر به دست تمامی مصریان از جمله پایههای بنیادین روایت آن قلمداد میشود، امری که به تعبیر تحلیلگران جهان عرب هرگز در طول تاریخ ملتهای عرب و جنبشهای مشهور آن همچون: پان عربیسم به رهبری جمال عبدالناصر و نهضتهای بنیادگرا و ... سابقه نداشته است و این چنین از احترام و اقبال گسترده مردم برخوردار نبوده است.
نوار مهدی هاشمی و اثرش
کلیکقانوندر تیتر اول خود "جنجال یک مکالمه خصوصی" را درباره نوار گفته های منسوب به مهدی هاشمی منعکس کرده و در مقاله ای به قلم بهمن کشاورز نوشته به سخنان صریح افراد که در حضور عدهای گفته میشود و مثلا فیلم آن هم ضبط میشود و متضمن اقرار است به جهات مختلف نمیتوان اطمینان و اتکا کرد، به قیاس اولویت به محتویات چیزهایی که میبینیم، میشنویم و میخوانیم با چه مهارت و ظرافتی درست میشوند نباید استناد کرد، بدیهی است که به ویژه در امور کیفری اگر مجموعهای از دلایل علمی و تکنیکی و ادله شرعی به تحقق موضوعی دلالت کرد به نحوی که در ورای هرگونه شک و ظن منطقی باعث امتناع وجدانی شد آنگاه میتوانیم برای چیز هایی همانند دیسک و نوار و مانند اینها حداکثر قرینیت قائل شویم.
تیتر و طرح صفحه اول قانون
به نوشته این حقوقدان درباره نحوه استفاده و ارائه این گونه اشیا و آثار مرتبط در صورتی که متضرر از این اقرار مقصر اقدام قضایی دانسته باشد این که محل ارتکاب جرم کجا و قوانین محلی چه باشد اهمیت دارد و به هرحال آنچه مسلم است اگر حقی ضایع شده باشد بالقوه قابل مطالبه است اما اینکه این مطالبه به چه نتایجی ختم شود مسئله دیگری است.
در روزنامه قانون صادق زیبا کلام هم درباره نوار صوتی پخش شده در اینترنت آمده مهدی هاشمی به هر حال فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی است و در یک خانواده سیاسی متولد شده است. وی می داند که اگر نظام سقوط کند وضع ایران به مراتب خرابتر می شود و در هرج و مرجی که در پی سقوط نظام پیش می آید هر کس که قدرت نظامی بیشتری دارد حاکم می شود. اما فقط مهدی هاشمی نیست که نسبت به عملکرد نظام انتقاد دارد خیلی از اصولگرایان در محافل خصوصی حتی بیشتر از ضد انقلاب ها از نظام گلایه دارند.
خبرنگار قانون از این استاد دانشگاه پرسیده حالا که مهدی هاشمی در زندان است انتشار یک فایل صوتی ممکن است سرنوشت او را تغییر دهد؟ وی جواب داده مشکل این است که بعد از ۲۲ خرداد متاسفانه سطح اخلاقی در کشور سقوط کرد. اگر این مسئله قبل از ۲۲ خرداد اتفاق افتاده بود به این اندازه به آن بها داده نمی شد. در کل اساسا من فکر می کنم زندانی شدن فرزندان آقای هاشمی به نفع وی است. حتی انتشار این فایل صوتی باعث سنگین تر شدن پرونده مهدی هاشمی می شود ولی قطعا به نفع جایگاه هاشمی رفسنجانی خواهد بود.
اقتصادی با چند فرمان و یک عادت تکراری
سعید لیلاز در مقاله ای در کلیکبهارنوشته مهمترین مسئلهای که این روزها با تولید دست به گریبان است کمبود نقدینگی، فقدان سرمایهگذاری و واردات بیرویه نیست بلکه فقدان قابلیت پیشبینی آینده اقتصاد کشور، سوءمدیریت و عدم برنامهریزی صحیح برای تولیدکنندگان و بخش تولید است که این بخش را مانند دیگر بخشهای اقتصادی کشور دچار مشکل کرده است. بیبرنامگی در حوزههای مختلف و دولت باعث شده معضل سرمایهگذاری و در واقع سرمایهگذاری نکردن تشدید شود. کمبود نقدینگی در بازار اهمیت چندانی ندارد بلکه رفتارهای غیرقابل پیشبینی دولت است که صنعتگران را دچار سردرگمی کرده است.
به نوشته این مفسر اقتصادی واردات اگر قابل پیشبینی باشد، تولیدکنندگان این امکان برایشان وجود دارد که خود را با شرایط موجود تطبیق دهند. وقتی موج واردات، تولید را زیر بیشترین هجوم قرار داد که دلار به دلیل سوءمدیریت دولت از هزار تومان به چهار هزار تومان رسید و در حال حاضر هم دلار هزارتومانی سابق در محدوده سههزار تومان جاخوش کرده و نوسان میکند. مشکل این است که سمت و سوی تصمیمات و دخالتهای دولت برای هیچکس قابل پیشبینی نیست.
مقاله بهار چنین به پایان می رسد: رفتارهای غیرقابل پیشبینی و بیبرنامه است که باعث میشود وقتی دولت نرخ تعرفهها را پایین نیاورد، بازار خودش این کار را کرد و سهبرابر شد. در بخش کشاورزی هر لحظه ممکن است دولت دست به واردات کالاهای مختلف بزند که الان در داخل تولید میشود و هر لحظه ممکن است واردات و صادرات دقیقهای ایجاد شود یا نشود و این پیامد سیاستها و رفتارهای غیرقابل پیشبینی دولت است و با این شیوه هیچکس هیچوقت نمیتواند برنامهریزی اقتصادی برای کشور انجام دهد.
فرشاد مومنی در مقاله ای در کلیکاعتمادنوشته یکی از مهمترین رموز بقای هر جامعه اینجاست که دولت به دلایل گوناگون باید خود مهمترین مدافع هنجارها باشد چرا که بیشترین زیانها از شیوع بیهنجاری، گریبان دولت را خواهد گرفت. وجه اقتصادی این مساله آن است که دولت به عنوان بزرگترین سرمایهگذار و مصرفکننده در اقتصاد ایران، از شرایط شیوع بیهنجاری بیشترین آسیبها را متحمل خواهد شد. در اینجا دیگر بحث از افراد نیست بلکه این نهاد دولت است که از طریق این رفتارها هزینه میپردازد و خسارتهای بزرگی را متوجه حال و آینده کشور میکند.
به نظر این اقتصاددان انتظار طبیعی از کسانی که مسوولیتی در دولت دارند در هر زمینه آن است که نهتنها خود پایبندی عملی تمامعیار به هنجارها داشته باشند بلکه باید بدانند جایگاه نهاد دولت در این نکته تعریف میشود که از طریق تعهد بتواند دیگران را از بیهنجاری برحذر دارد. آنچه در ادبیات توسعه به عنوان مهمترین فلسفه نهاد علم، قانون و برنامه مطرح میشود این است که دستاوردهای بزرگ تمدن بشری هر یک به سهم خود امکان این را فراهم میکند که امور پیشبینیپذیر شود و رفتارهای اقتصادی به صورت هنجارهای پیشبینیپذیر جلوه کند تا امکان پیشبرد اهداف توسعه با کمترین هزینه فراهم شود.
تاسف نویسنده مقاله اعتماد این است که دولت به معنای قوه مجریه باز هم در آخرین بودجه خود حریم قانون را رعایت نکرد و به تجربه هفت سال گذشته خود پایبندی نشان داد. باید پرسید که اینگونه رفتارها و نیز رفتارهای هنجارشکنانه دیگری که بخشهایی از آن هر سال توسط دیوان محاسبات انتشار عمومی مییابد و نشان میدهد قوه مجریه به طور متوسط به ازای هر روز کاری ۱۰تخلف قانونی مرتکب میشود این تنها بخشی از بیهنجاریهایی است که طی چند سال اخیر به طرز غیرمتعارفی از سوی مسوولان اجرایی در دستور کار قرار داشته است.
آقای وزیر آمارتان غلط است
جام جم در گزارشی از زبان خبرنگار خود نوشته آقای وزیر آمارتان غلط است. این گزارش اشاره به گفته های نیکزاد وزیر راه و شهرسازی دارد که گفته در منطقه ورزقان زلزلهزدهای که چادر نشین باشد نداریم و هر خبرنگاری ادعایی مبنی بر این موضوع دارد بیاید ما بلیط بگیریم برود
خودش ببیند.چادرهای مانده زیر برف، جام جم
چادرهای مانده زیر برف، جام جم
خبرنگار جام جم نوشته برای من که قرار بود چند روز بعد راهی مناطق زلزله زده باشم شنیدن این جمله که در ورزقان و روستاهای زلزله زدهاش کسی در چادر نمانده و همه صاحب سرپناهی شدهاند، خوشحال کننده بود.
آخر هفتهای که گذشت راهی ورزقان شدم بلیط مرا آقای وزیر نگرفته بود و شاید همین بود که وقتی پایم به روستاهای ورزقان رسید چادرهایی را دیدم که پیرمردها و پیرزنهایی از آن بیرون میآمدند، کودکانی در اطرافشان بازی میکردند و زنان و مردانی هم دور و برش مشغول کار بودند. روستاهایی بودند که به دلیل صعب العبور بودن مسیر و سختی دسترسی به آنها پای کمتر مسئولی به آنها باز شده بود، شاید برای همین آنچه میدیدیم اندکی با آنچه قبلا شنیده بودیم تفاوت داشت و هنوز هم چادرهایی بودند که در کنار واحدهای نیمه ساز و کانکسهایی کم تعداد برپا بودند و شور زندگی در آنها جریان داشت.
سرما و برف و زلزله زدگان و چادر
در انتهای گزارش جام جم آمده آقای نیکزاد آمارتان غلط است، هنوز هم در ورزقان هستند روستاهایی که مردمش در چادرهای سفید پارچهای و یا در آغلهای ساخته شده برای احشام زندگی میکنند؛ البته افراد خوشبختتری هم هستند که چادرشان در کنار کانکسهای بدون پنجره و خانههای نیمه تکمیل شده برپاست و لااقل از یک طرف سوز باد استخوان سوز سرمای کوههای آذربایجان به چادرهایشان نمیخورد. این بار بیایید ما برای شما بلیط بگیریم آقای وزیر، بیایید شما را به روستای حکمت آباد، به روستای قشلاق سفلی، به روستای قشلاق علیا، به روستای مشیر ببریم.
اصولگرایان و مذاکره با آمریکا
ثمینا رستگاری در گزارشی در کلیکاعتمادنوشته این روزها با کنار هم قرار دادن سخنان سیاستمداران اصولگرا درباره مذاکره یا مصالحه با آمریکا قادر نخواهیم بود هیچ موضع یکسان و واحدی را استنتاج کنیم. چند هفته پیش آقای جواد لاریجانی معتقد بود اگر لازم باشد در قعر جهنم هم با آمریکا مذاکره میکنیم اما دیروز به این نتیجه رسیده که الان وقت ایستادگی است نه مذاکره.
به نوشته این گزارشگر سردار نقدی یک ماه پیش صراحتا گفت جلوی هر کس که بخواهد مذاکره کند را میگیرد اما دو روز پیش اعلام کرد اگر آمریکا آدم شود میشود با او مذاکره کرد. از این مشت نمونه خروار میتوانید دریابید که ما نمیتوانیم مواضع افراد را با هم جمع کنیم و بنا بر قدرت هر کدام تصویری از آینده نشان بدهیم اما در میان این خطهای متقاطع و این سخنانی که تاریخ مصرف کوتاهمدت اما مخاطب خاص دارند میتوانیم نکات دیگری را دریابیم.
گزارش اعتماد با این سئوال که اصولگرایان از کجا پالسی برای مذاکره با آمریکا دریافت کرده اند نوشته آیا کسی در جایی تضمین لغو تحریمها را داده است؟ وقتی باراک اوباما در مناظره با رامنی به این دلیل دست بالا را گرفت که در طول تاریخ بیش از هر رییسجمهور دیگری توانسته اقتصاد ایران را فلج کند و ارزش پول ملی ایران را ۷۰ درصد کاهش دهد؛ زمانی که رامنی در مقابل او متهم به سرمایهگذاری در شرکتی شد که تحریمها علیه ایران را دور میزند بوی مذاکره به مشام سیاستمداری رسیده است؟
سیب زمینی و فضای باز سیاسی
پوریا
عالمی در ستون نشر اکاذیب روزنامه قانون به بخشی از نامه سرگشاده اتحادیه
سیب زمینی کاران کشور به محمود احمدینژاد اشاره کرده که در آن آمده "این
محصول بیرگ تنها کالایی است که با نجابت تمام در مقابل تحریمهای خارجی
وسیاستهای متزلزل داخلی همچنان قیمتش را پایین نگاه داشته، همان است که از
سال ۸۷ که بر اساس تصمیم دولت سیبزمینی تولید کشاورزان برای ایجاد فضای
باز سیاسی در معابر عمومی و جلوی مساجد و مدارس و دانشگاه ها و مراکز
آموزشی و نظامی به طور رایگان توزیع شد..."
نتیجه گیری های نویسنده نشر اکاذیب این هاست: - ما متوجه شدیم توزیع رایگان سیبزمینی، فضای باز سیاسی ایجاد میکند. یعنی اگر جایی فضای باز سیاسی دیدیم حتما باید دنبال سیبزمینی در کازیه و کیف مدعوین و مسئولان بگردیم. تا حالا دقت کردید وقتی میروید میوهفروشی سر کوچه حس میکنید فضای سیاسی چقدر باز شده؟ دلیلش وجود سیبزمینی است. همین که دست کم سیبزمینیکارها در مملکت کار صنفی میکنند یعنی فضا باز شده است.
در ادامه طنز قانون آمده: عطف به نامه سیبزمینیکارها صریحا تاکید میشود:
ما سیبزمینیها "محصول بیرگ" نیستیم. یادتان باشد که اگر شما در تاریخ پرافتخارتان منشور کوروش دارید، ما سیبزمینیها بنا به نقل کتاب تاریخ پشندی رقابت سیاسی ایجاد کردیم. که این مهم نشان از تاثیرگذاری سیاسی و اجتماعی ما سیبزمینیها در سطح جامعه داشته و دارد. با این اوصاف آیا بدهی سیبزمینیکارها را که ما را کاشتند نمیدهید؟ در کل حالا ما چی کار کنیم؟