روزنامه های اول هفته تهران در گزارش های اصلی و مقالات خود از زلزله شمال کشور نوشته و از فراوانی میزان خرابی و ویرانی ها انتقاد کرده اند. همین روزنامه ها با گزارش مفصل آتش گرفتن یک کلاس درس در مدرسه ای دخترانه خواستار استعفای وزیر کشور و تغییر مسئولان منطقه ای شده اند.
تیتر و عکس صفحه اول تهران امروز
مریم بابایی در گزارش اصلی کلیکاعتماد نوشته آبان همین امسال بود که وزیر راه و ترابری مصر به دلیل مرگ ۴۱ دانشآموز در تصادفی در جنوب این کشور استعفا داد. چندی پیش از این نیز، نخست وزیر اوکراین و دولتش به دلیل مشکلات اقتصادی کشور استعفا دادند و مسوولیت خود را واگذار کردند. بهمن سال ۹۰ هم رییسجمهور آلمان به دلیل گرفتن یک وام مسکن غیرقانونی کمبهره زیر فشار افکار عمومی استعفا داد. نمونه این اتفاقات در منش سیاسی مسوولان کشورهای مختلف دنیا کم نیست. اما در کشور ما توجیه و توضیح اضافه جای عذرخواهی و استعفای مسوولان را گرفته است. در مقایسه با همه جای دنیا «استعفا» اساسا جایی بین مسوولان ما ندارد.
استیضاح و طرح سوال از مسوولان در مجلس هم با پادرمیانیها و زد و بندهای سیاسی اساسا یا منتفی میشود یا با کوچکترین و پیش پا افتادهترین توضیحات از سوی مسوول مربوطه ختم به خیر میشود؛ حتی وقتی به فاصله چند ماه دهها نفر از دانشآموزان بیگناه، قربانی ضعف مدیریت و ندانمکاری مسوولان آموزش و پرورش میشوند. در دوره وزارت حاجیبابایی نه تنها تغییر و تحولات ساختاری در آموزش و پرورش، کمبود معلم، کلاس درس، امکانات و کتب درسی نتوانست استعفا و حتی استیضاح وزیر را به دنبال داشته باشد، بلکه تصادفات پیدرپی اتوبوسهای اردوهای دانشآموزی و جان باختن دهها دانشآموز هم نتوانست منجر به طرح کوچکترین سوالی از وزیر در مجلس شود چه رسد به استعفای او.
مهدیه تقوی راد در گزارشی در کلیکتهران امروز نوشته : «کلاسهای نا ایمن» بهترین وصف حال برای این روزهای مدارس کشورمان است. پاییز فصل اتفاقات ناگوار برای دانشآموزان است. اتفاقاتی که گاه و بیگاه در مدارس به وقوع میپیوندد، چند دانشآموز و معلم آسیب میبینند، آموزش و پرورش در نهایت احترام و بدون هیچ عذرخواهی از خانوادههای آسیب دیده فقط وعده پرداخت دیه را میدهد و درنهایت چند سال بعد از وقوع حادثه دیه به دانشآموزان پرداخت میشود؛دیهای که حتی به نیمی از هزینه جراحی زیبایی دانشآموزان هم نمیرسد.
یک بار ۱۷ دانشآموز در اثر گازگرفتگی در مدرسه مسموم میشوند و بار دیگر دانشآموزانی که به اردو رفتهاند در سانحه تصادف جان میسپارند و یک بار اردوی تفریحی در پارک شهر تهران به مرگ دانشآموزان دختر منجر میشود. ایمنی در مدارس موضوعی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت اما انگار به موضوعی فرعی برای مسئولان آموزش و پرورش تبدیل شده است.
حمید رضا شکوهی در سرمقاله کلیکمردم سالاری از استعفای وزیر آموزش و پرورش پرسیده و نوشته این نسخه تجویزی من نیست، بلکه اصل پذیرفته شدهای در تمام دنیاست. آخرین نمونهاش هم در مصر رخ داد که وزیر راه دولت محمد مرسی، دولتی که هم نوپا است و هم دچار چالشهای عدیده سیاسی، به دلیل حادثه تصادف اتوبوس با قطار که کشته شدن دهها دانشآموز را در پی داشت، استعفا داد. آقای حاجیبابایی نه فقط برای تسلای دل داغدیدگان، بلکه به خاطر مدیریت ضعیف خود باید استعفا دهد. وزیری که بخشنامهها و ابلاغیههایش عملی نمیشود، اگر مسوولیتی نداشته باشد بهتر است.
مردم سالاری نوشته هر چند با استعفای حاجیبابایی، نه جان از دست رفته دختران دانشآموز بروجنی برمیگردد و نه چهرههای سوخته دختران دانشآموز پیرانشهری ترمیم میشود، اما لااقل در تاریخ ثبت میشود وزیری در ایران برای اولین بار شجاعت ایستادن پای ضعف مدیریت خود و استعفا را داشت تا کمی در غم پدران و مادران داغدار این دانشآموزان شریک شود.
به نوشته این مقاله وزیر آموزش و پرورش گفته سال گذشته ۹۰۰ میلیارد تومان برای مقاومسازی مدارس کشور هزینه شد در حالی که در ابتدای دوران وزارت بنده تنها ۱۷۰ میلیارد تومان اعتبار برای این امر وجود داشت. کسی نیست از آقای حاجیبابایی بپرسد حالا که این همه بودجه دارید و استان آذربایجان غربی در اولویت اول است، وضع اینگونه است؛ وای به حال استانهایی که در اولویتهای بعدی هستند.
عکس صفحه اول مردم سالاری از ویرانی های زلزله خراسان
شیرزاد عبداللهی در مقاله ای در کلیکآرماننوشته بحث بخاری نفتی یا گازی، یک زاویه انحرافی برای به حاشیه بردن حادثه دردناک آتشسوزی در مدرسه شینآباد است. چرا مدیران سازمان نوسازی که این همه بر استانداردبودن بخاری کاربراتوردار مدرسه شینآباد تاکید دارند، مشخصات فنی و نام تجاری این بخاری را اعلام نمیکنند؟ آیا این همان بخاری لیزری است که در دوره وزارت آقای محمود فرشیدی بعد از آتشسوزی مدرسه روستای درودزن فارس، بهعنوان بخاری استاندارد معرفی شد؟ درباره مشخصات بخاری نفتی مرتبا گفته میشود که استاندارد و دارای کاربراتور بوده اما در تصاویری که از بخاری مدرسه شینآباد منتشر شده، این بخاری فاقد جدار محافظ و شبیه همان بخاریهای چکهای قدیم است.
به نوشته این کارشناس آموزش و پرورش حوادث منجر به فوت و جرح دانشآموزان هم اتفاق میافتد. این فرصتی است برای مجلس که بهجای برخورد مقطعی و احساسی با تعیین هیات تحقیق، تخلف آموزش و پرورش را در این ماجرا بررسی کرده و متخلفان را در هر ردهای به دست عدالت بسپرند. آیا سروصورت و گردن سوخته دختران پیرانشهری وجدان ما را آزار نمیدهد؟این کودکان باید یک عمر تاوان ضعف مدیریت برخی مسئولان را بدهند.
محمدحسین روانبخش در ستون طنز کلیکمردم سالاری نوشته حمید رضا حاجی بابایی وزیر افتخار آفرین آموزش و پرورش در مورد استعفای وزیر و برکناری مدیرکل آموزشوپرورش آذربایجان غربی به دلیل بروز حادثه آتشسوزی در دبستان شینآباد، با منطق منحصر بفرد و شیرینی گفت: شما چی؟ شما را برکنار کنیم یا نه؟! اگر به موقع خبر میدادید مواظب مدرسه شینآباد پیرانشهر باشید این اتفاق روی نمیداد.
به نوشته این مقاله به این ترتیب این برادر هم نشان داد که شایستگی ریاست جمهوری از طرف اصولگرایان را دارد. در این راستا از همین حالا تا پایان وزارت این برادر اعلام میشود هر مشکلی در آموزش و پرورش رخ دهد، تقصیر خبرنگارها است ولی ایشان همچنان وزیر هستند . یک نفر هم برود صحبت کند ببیند نمیشود خط قرمز را کمی جابجا کنند تا اصولگرایان دو تا کاندیدا داشته باشند؛ خدایی حیف است این برادر با این همه اصولگرایی کاندیدای ریاست جمهوری نشود!
حسین راغفر در مقاله ای در کلیکاعتماد نوشته بنا به حکم قانون دولت مکلف است که هر سال لایحه بودجه سال آتی را حداکثر تا ۱۵ آذرماه هر سال تهیه و به مجلس ارائه کند تا نمایندگان فرصت کافی برای بررسی مفاد بودجه را داشته باشند. از نخستین لایحه بودجه دولت نهم که در سال ۱۳۸۴ تهیه شد تا هشتمین لایحه بودجه که باید تاکنون به مجلس ارائه میشد، هر سال شاهد تاخیر در ارائه لایحه بودجه توسط دولت بودهایم. این تخلف مستمر با چشمپوشی همه ساله مجلس، تبدیل به رویه رفتاری دولتهای نهم و دهم شد.
نویسنده کارشناس به بررسی بودجه های دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد پرداخته و نوشته بدون استثنا همه بودجههای سالهای گذشته تورمی بوده است. بدون استثنا همه بودجههای سال گذشته برای بخش تولید آسیبزا بوده است. به خاطر همین دو ویژگی همواره رکود، بیکاری، نابرابری و فقر گستردهتر و عمیقتر شدند. کسریهای آشکار و پنهان بودجه هر سال بیشتر شده است که هزینههای گزافی بر تورم و رکود سالهای بعدی تحمیل کرده است. یکی دیگر از ویژگیهای همه بودجههایی که شتابزده مصوب شدند این بود که هیچ درسی از سیاستهای اقتصادی ناموفق سالهای گذشته در خود نداشتند؛ سیاستهایی که اوج آن را میتوان در اضطراب بیسابقه جامعه در بحران سکه و ارز ماههای دی و بهمن ۱۳۹۰ مشاهده کرد؛ اضطرابهایی که بار دیگر در ماههای شهریور و مهر ۱۳۹۱ غلیان کردند.
و خلاصه مقاله ابتکار این که بیکاری و تورم به عنوان دو اضطرار کنونی جامعه همواره در بودجههای سنواتی بدون پاسخ ماندهاند. اگرچه همه این کاستیها را نمیتوان صرفا با تسلیم هنگام لایحه بودجه مرتفع کرد، اما بدون تردید رسیدگی شتابزده به لوایح بودجه سهم قابل توجهی از این آشفتگی اقتصادی را توضیح میدهد.
روزنامه کلیکجمهوری اسلامی هم در سرمقاله خود از تاخیر همیشگی احمدی نژاد در ارسال لایحه بودجه به مجلس نوشته و یادآور شده بودجه سال آینده از ابعاد مختلف برای کشور حائز اهمیت ویژه است. این آخرین سند مالی دولت دهم به حساب میآید و طبیعتاً از آنجایی که قرار نیست تدوین کنندگان این برنامه، خود مجریان آن باشند، ممکن است در برآوردها و هدفگذاریهای صورت گرفته از دایره امکان و صلاح فاصله گرفته شود، از این رو نمایندگان مجلس باید با وسواس و دقت بیشتری به بررسی این لایحه بپردازند.
به نوشته این مقاله پیشبینی میشود موانع فعلی بر سر راه درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت، در سال آینده نیز پا برجا باشد، کاهش سهم درآمدهای نفتی در تأمین هزینههای عمرانی و جاری سال آینده گریزناپذیر است، گرچه با نگاه تبدیل تهدید به فرصت میتوان از شرایط موجود برای برداشتن گامهایی عملی در راستای کاهش وابستگی بودجه به نفت استفاده کرد اما جایگزین سازی منابع درآمدی دیگر در اقتصاد ایران به جای درآمدهای نفتی، نیازمند تدابیر و برنامه ریزیهایی است که بخش مهمی از آنها باید در قالب بودجه صورت بگیرد. از این منظر نیز باید اذعان کرد که بررسی و تصویب لایحه بودجه سال آینده نیازمند دقت نظر و وقتگذاری بیشتر از معمول است.
کارتون علی دیواندری، اعتماد
سرمقاله جمهوری اسلامی در نهایت نتیجه گیری کرده که کمترین تأخیر در ارائه لایحه بودجه سال آینده به مجلس، پیامدهای ناگواری بیش از مواقع دیگر دارد و عقلا و دلسوزان کشور باید فکری به حال این مشکل بکنند.
ناهید طباطبایی در صفحه آخر کلیکبهار از روز تعطیل آخر هفته نوشته وقتی گفتند به خاطر آلودگی هوا مدرسهها و ادارهها تعطیل است و باید از تهران خارج شد، نفس راحتی، ببخشید ناراحتی کشیدم و گفتم حالا که همهجا خلوت است یک کمی به کارهای عقبافتاده خانه میرسم.. این قصد با علاقه به دیدن یک مرکز خرید بزرگ در غرب تهران- که شنیده بودم قشنگ است و باحال است و ارزان است، تازه لباسهای فرنگی هم دارد- باعث شد شال و کلاه بکنم و راه بیفتم به طرف غرب تهران.
نویسنده شرح داده که: از همانجا بود که فهمیدم تعطیلی برای آلودگی هوا با تعطیلی به مناسبتهای فرخنده هیچ فرقی ندارد. و باز از همانجا بود که فهمیدم ما تهرانیها چقدر همفکریم؛ چون همه فکر کرده بودیم خلوت است و میتوانیم به کاری برسیم یا شاید هم گردشی بکنیم. بعد بدون اینکه بخواهم وارد یک مسابقه بزرگ شدم.
سعید سلیمان پور شعری سروده در کلیکتهران امروز که در آن آمده: «شهر تهران دو روز تعطیل است» شخص مسئول حکم فرمودهست ، «آسمان احتمالا آلودهست.» (گوئیا در ادامه افزودهست!)
همه در خانه بست بنشینند، دیگر آلودگی نمیبینند، خرّم آنکس که - همچو مسئولان- خاطرش شاد و فکرش آسودهست!
دوش رندی به رمز با من گفت: با مدیریت جهانی ما، اغلب دودها که میبینی، به گمانم ز کلهها بودهست!
تصاویری از روزنامه اعتماد
کلیکاعتماد در گزارشی نوشته: پیروی از آداب دیپلماتیک در ملاقات مقامات کشورها با یکدیگر از جمله اصولی است که باید از جانب دوطرف رعایت شود. فارغ از اینکه این آداب بسته به درجه و سطح مقامات ملاقاتکننده تغییر میکند، اما نقض هر یک از آنها به منزله توهین به طرف مقابل به شمار میرود و تسلط کامل به این قوانین نیز میتواند در دنیای دیپلماسی تعابیر خود را داشته باشد که گاه نشاندهنده قدرت و گاه نشاندهنده ضعف است.
گزارش سپس اشاره می کند سفیر جدید سوئد در زمان تقدیم استوارنامه خود به رییسجمهور رفتاری غیردیپلماتیک داشت و اقدام به انداختن پا روی پای خود کرد که این رفتار از سوی سفیر یک کشور در مقابل رییسجمهور بیسابقه است.
اما آرمان خبر داده گذشت چند روز از این رفتار سفیر جدید سوئد، متاسفانه هیچ توضیح یا خبری مبنی بر برخورد یا تذکر به سفیر جدید داده نشده و همین موضوع باعث انتشار این مطلب شد، هرچند بهنظر میرسد که احمدینژاد در پاسخ به این حرکت، عمل متقابل انجام داد.
گزارش اعتماد نشان می دهد: برای دومین بار در یک ماهه اخیر و پس از کشور ویتنام، اینبار کشور قرقیزستان تغییراتی در پرچم جمهوری اسلامی ایران در اجلاس شانگهای در بیشکک ایجاد کرد. تصاویر منتشرشده از این پرچم نشان میدهد که کلمهالله با تغییراتی در مرکز پرچم جمهوری اسلامی ترسیم شده است. این در حالی است که معمولا بخش تشریفات ریاستجمهوری از چند روز قبل از این اجلاسها مسوولیت هماهنگی امور اینچنینی را بر عهده دارد. پیش از این در دیدار رییس مجلس ویتنام و رییسجمهور ایران، پرچم ایران نصب شده دارای یک اشتباه بود.کلماتی به غیر از «الله اکبر» دور پرچم نوشته شده بود.
پوریا عالمی در ستون نشر اکاذیب روزنامه کلیکقانون خبر از آزاد شدن جمشید بسم الله داده و نوشته به همین مناسبت وزیر اقتصاد گفت: «آخ جون. باز یکی هست که تقصیرها رو بندازیم گردن اون.»،رییس بانک مرکزی گفت: «بسم الله. خدا رحم کنه.»، محمدرضا رحیمی گفت: «ئه؟ جمشید آزاد شد؟ پس چرا به ما یه سری نزده؟»، جنگیر جریان انحرافی گفت: «من که ندیدمش. ما رابطهمون مثل جن و بسمالله میمونه.» و یکی از دلالهای چهارراه استانبول گفت: «وقتی جمشید رفت نفهمیدیم کی رفته. چون بازار ارز نخوابید. ولی وقتی برگشته همه فهمیدیم کی برگشته. چون بازار بیدار شده.»
در دنباله ستون طنز قانون آمده: به نظر ما مدیریت بازار ارز از فرمول «جم شید خم شید گم شید» استفاده میکند. یعنی اول جمشید بسم الله را میگیرند و وسط چهارراه استانبول میروند بالای چهارپایه و داد میزنند: «جممممشید...» مردم فکر میکنند میگویند جمع شوید. پس جمع میشوند. بعد مسوول مربوطه که میبیند همه جمع شدند فکر میکند با گرفتن جمشید، بازار را کنترل کرده. برای اینکه ببیند کنترل دست اوست یا نه، داد زد: «خم شید...» همه خم میشوند. طرف در این فاصله دوتا مصاحبه میکند که بازار را تحت کنترل دارد. کارش که تمام میشود میگوید: «خیلی خب. حالا دیگه متفرق شید...»
کارتون شاهین هوشمند، جام جم