زلزله زدگان زرقان زیر برف، صفحه اول مردم سالاری
روزنامههای امروز صبح تهران با چاپ عکسهایی که زلزلهزدگان اهر و ورزقان را زیر چادر با برف و هوای سرد نشان میدهد، از آنان یاد کردهاند. مقالاتی درباره مرگ ستار بهشتی و انتقاد از نحوه اطلاعرسانی آن از جمله مطالب این روزنامههاست که خواستار رسیدگی دقیق به موضوع شدهاند.
نقد گفتههای وزیر علوم که فعالیت سیاسی را در دانشگاهها ممنوع اعلام کرده است و تصمیمگیریهای خلقالساعه دولت در مورد واردات و صادرات در بخشهایی جا دارد. در عین حال گمانه زنی درباره انتخابات و وضعیت اصلاحطلبان در آن نیز، در روزنامههای مختلف دیده میشود.
روزنامه جمهوری اسلامی با اشاره به ماجرای مرگ ستار بهشتی در زندان نوشته، در گذشته نیز بارها چنین مواردی پیش آمد ولی مسئولان به جای آنکه با اقدام درست و به موقع، مجال تبلیغات خصمانه دشمنان علیه نظام جمهوری اسلامی را از آنها بگیرند، منفعلانه با آن موارد برخورد کردند و راه را برای تاخت و تاز دشمنان باز گذاشتند. ماجرای کهریزک نیز تا مدتی به همین سرنوشت مبتلا شده بود و متأسفانه حتی بعد از آنکه اقداماتی برای رسیدگی به آن صورت گرفت باز هم با قاطعیت و سرعت لازم پیگیری نشد و تا امروز هنوز به نتیجه نرسیده است.
به نوشته این روزنامه اول آنکه باید روشن شود این شخص به چه جرمی بازداشت شد، آیا برخوردهای اولیه با او مطابق اصول یاد شده قانون اساسی به ویژه اصول ۳۸ و ۳۹ بوده و حقوق شهروندی او در مراحل اولیه بازداشت رعایت شده یا نه؟ دوم آنکه در مدت چند روزی که در بازداشت بوده چه اتفاقی افتاده که منجر به فوت او شده؟ و در نهایت باید روشن شود اطلاعات مربوط به ماجرای بازداشت و حوادث پیش آمده برای این شخص و فوت او چرا توسط مسئولان مربوطه به صورت شفاف و روشن در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته و بعد از آنکه رسانههای بیگانه آن را مطرح کردند و در مجلس شورای اسلامی به این واقعه اعتراض شد، مسئولان مربوطه درصدد رسیدگی به این ماجرا برآمدند؟
هادی وکیلی هم در سرمقاله ابتکار نوشته در حالی که هنوز خاطره تلخ کهریزک در ذهنها جولان میدهد وافکار عمومی نسبت به حادثه کوی دانشگاه با حساسیت به دنبال ردپای مقصرین است، ناگهان خبر در گذشت مشکوک یک وبلاگنویس تیتر رسانهها و بهانه واکنش قدرتهای جهانی در قبال مسایل کشور میگردد حوادث گذشته به عنوان یک مطالبه ملی برای جلوگیری از تکرارچنین اتفاقاتی مطرح بود و اگر حساسیت لازم به کار بسته میشد و گزارش شفاف از اقدامات انجام پذیرفته در تنبیه مقصران صورت میگرفت شاید امروز شاهد این رخداد تلخ نبودیم.
صالح دلدم هم در یادداشتی در مغرب ضمن اعتراض به وضعیتی که برای ستار بهشتی در زندان پیش آمده، نوشته آیا مطالب انتقادی که وی در وبلاگ خود مینوشت که معلوم نیست چه تعداد خواننده داشته برای امنیت کشور خطرناکتر بود یا فاجعهای که به علت نقص قانون در بازداشتگاهی اتقاق افتاده است و به سوژه روز رسانههای جهان تبدیل شده است.
نکته دیگری که نویسنده مغرب در یادداشت خود آورده این است که ماجرا در بازداشتگاه نیروی انتظامی زیر دست دولت صورت گرفته اما تا این زمان هیچ عکسالعملی از سوی دولت مهرورز مشاهده نشده. چرا آقای احمدی نژاد که جای درخواست بازدید از زندان برای دیدار با علی اکبر جوانفکر به بهانه دفاع از حقوق اساسی به این بازداشتها که جنسی جز جریان انحرافی دارد سرکشی نمیکند.
مردم سالاری در سرمقاله خود با اشاره به رسوائیهایی که اخیرا بر سر رییس سیا در آمریکا، وزیر دفاع در روسیه و یک مجری معروف در بی بی سی اتفاق افتاده نوشته در برخی رسانههای ایران رسم بر این است که هر گونه نقل خبر از بیبیسی جرمی نابخشودنی تلقی میشود و به حق برخی مطالب بیبیسی علیه ایران جانبدارانه و توام با جنگ نرم رسانهای است اما چگونه است که در پی رسوایی پرحاشیه بیبیسی رسانههای مدعی آنگونه که باید به تبیین مطلب نپرداختند؟
حقوق بشر، کارتون رشید کارگر، از مغرب
این مقاله علت را در آن میبیند که بیبیسی با یک نگاه حرفهای به موضوع، پس از درز خبر، خود نحوه انعکاس و پوشش خبر را در دست گرفت در حالی که جا ماندن برخی رسانههای ایرانی و قصور رسانه ملی در ماجرای سیل شمال ایران نیز گویا در حال تکرار است. باید خبرنگاران رسانه ملی گزارشهای زنده از سیل چالوش و نوشهر مخابره کنند؛ اما وضع مردم نیویورک پس از سیل سندی را نمایش میدهند.
به نظر سرمقاله مردم سالاری در موضوع مرگ تاسفانگیز یک وبلاگنویس باز هم نشان داد توجه به رسانهها و استفاده از این امکان در برخی مسوولین ایرانی کم است. پس از آن که رسانههای خارجی و اپوزیسیون افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دادند مسوولین ذیربط و برخی رسانهها واکنش نشان دادند. جای تاسف است که در این بین برخی به دنبال کسب منفعت سیاسی بر آمده و سخنانی بر زبانآوردند که جای پیگیری دارد!
روزنامه قانون در تیتر اول خود سخن وزیر علوم را نقل کرده که گفته دانشگاه جای کف و سوت نیست و محمد حسین هاشمی در سرمقاله قانون با اشاره به دانشمندی که وقتی در فرودگاه ماموران نگران خروج ارز توسط او بودند و با اشاره به مغز خود گفت فرار این ارز را مراقب باید بود، نوشته: این روایت روزهای انقلاب است و حالا دوباره در حال تکرار است. آمار فرار مغزها روز به روز بیشتر میشود. سیاستهای علمی کشور که وزارت علوم منشا اصلی آن است باعث شده تا مغزها از کشور خارج شوند. مغزهایی که در طول چند سال گذشته، کامران دانشجو در مقام وزیر علوم، حداقل بخشی از آنها را مورد عتاب قرار داده.
نویسنده با اشاره به گفتههای دیروز وزیر علوم، نوشته بعد از طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاهها، حالا به دنبال آن است که درهای دانشگاه را به روی بسیاری ببندد. معیار او حرف علمی و منطقی است. چیزی که با هیچ وسیلهای قابل اندازهگیری نیست. اتفاقی که باعث شده بسیاری از نخبگان به صورت ناخواسته به نوعی جلوه داده شوند که گویی در مقابل نظام، ایستادهاند.
غلامعباس توسلی جامعهشناس در مقالهای در آرمان نوشته هر جامعه ای برای ادامه حیات خود نیاز به عوامل وحدت بخشی دارد که در صورت نبود آنها حیات اجتماعی و سیاسی جامعه با تهدید مواجه خواهد شد. این عوامل وحدت بخش به رغم تغییرات گستردهای که در زمانهای مختلف کردهاند، همواره از بدو تاریخ و در کوچکترین اجتماعهای بشری تاکنون وجود داشتهاند.
به نوشته این استاد دانشگاه در نگاهی به فرآیند تخریب شخصیتهای بزرگ و شاخص سیاسی در کشور آشکار میشود این روند، مسیری رو به بیراهه است. در جوامع پیشرفته قانون مختصات و معادلات رقابت سیاسی را تعریف میکند و احزاب بهعنوان بازیگران این عرصه با یکدیگر به رقابت سیاسی میپردازند. به دلیل نبود احزاب قوی در کشورهای جهان سوم، چهرهها و شخصیتهای بزرگ و ریشهدار سیاسی تکمیلکننده نقش احزاب هستند و این دو عامل در کنار یکدیگر به بازیگری سیاسی مشغولند.
مقاله آرمان در نهایت نوشته حذف و شکست سیاسی چهرههای سرشناس اگر در چارچوبی غیر از چارچوب آرای عمومی انجام شود، نمیتواند به راحتی باعث اقناع جامعه شود. لزوم توجه به این مسئله در کشور ما و در شرایط موجود آنجا اهمیت دوچندانی مییابد که در منازعات عرصه بینالمللی، قدرتهای جهانی روز به روز فشارهای خود را بر کشور تشدید میکنند. در این شرایط اگر شکاف درونی افزایش یابد، خواه ناخواه به روندی میانجامد که به دیگران اجازه میدهد در خلا وحدت داخلی برای ما تصمیم بگیرند.
کارتون علی کاشی، مردم سالاری
جواد سیدپور در سرمقاله تهران امروز نوشته نگاهی به بخشنامهها و دستورالعملهای مختلف دولت طی یک هفته گذشته درباره سیاستهای تجاری کشور از جمله لیست کالاهای ممنوعه وارداتی و صادراتی نشان میدهد که عمر بخشی از این دستورالعملها حتی به ۴۸ ساعت هم نمیرسد و تغییرات پی در پی در لیست یاد شده دیده میشود.
لابد دولت بر اساس کارهای کارشناسی دقیقی که انجام داده است به این نتیجه رسیده ۷۴ قلم کالا را در لیست کالاهای ممنوعه وارداتی قرار بدهد و ۵۴ قلم کالا را نیز در لیست کالاهای ممنوعه صادراتی. حال سوال اساسیتر این است که ظرف دو، سه روز یا حداکثر یک هفته چه اتفاقی افتاده است که دولت لیست کالاهای ممنوعه وارداتی و صادراتی را تعدیل، تغییر یا حتی منتفی میکند؟
تهران امروز پرسیده آیا کارهای کارشناسی اولیه که منتج به صدور بخشنامه رسمی به گمرکات کشور شده است، از بنیان کافی مطالعاتی برخوردار نبوده است؟ اگر چنین استحکام کارشناسی وجود نداشته است که به نظر میرسد چنین باشد، چرا دولت بخشنامه کالاهای ممنوعه وارداتی و صادراتی را صادر کرده است و از سوی دیگر، درحالی که گمرکات هنوز فرصت نکردهاند سیستم کامپیوتری خود را با بخشنامه جدید دولت منطبق کنند، ناگهان دستورات جدیدی میرسد که لیست ممنوعه تغییر کند. آیا چنین تغییرات پی در پی در سیاستهای اقتصادی دولت یکی از عوامل اصلی به هم ریختن وضعیت اقتصادی کشور نیست؟
مردم سالاری در گزارشی نوشته اکنون که به مراحل پایانی پروژه دولتی مسکن مهر میرسیم، متاسفانه بر اساس گزارشهای رسیده از گوشه و کنار کشور واحدهای مسکن مهر بدون امکانات رفاهی ابتدایی تحویل مردم میشود. وزیر نیرو پذیرفته که تامین آب و برق مسکن مهر جزو ماموریتهای اصلی وزارت نیرو است اما اعلام داشته که باید مسائل و موضوعات مختلف مربوط به این پروژه را بررسی کرد و مطابق با نیاز واحدهای جدید نسبت به تامین آب و برق آنها اقدامات لازم را انجام داد.
خبر دیگری در همین روزنامه از قول مدیرعامل شهر جدید پرند نوشته شده ۲۰ هزار واحد مسکن مهر منتظر خدماترسانی است چرا که وزارت نیرو برای انشعابات آب، برق و گاز به این واحدها اقدامی نمیکند برای همین از مردم خواسته ایم ۲۰ در صد مانده بهای آپارتمانها را واریز نکنند.
پوریا عالمی در ستون نشر اکاذیب روزنامه قانون خبر داده "بررسی پرونده ناصر یکی از بزرگترین مفاسد اقتصادی آغاز شد" و اضافه کرده دکتر فریدون غذاخوری، یکی از آگاهان قضایی، گفت: «بر خلاف دیگر مفاسد اقتصادی که فقط از حروف اول اسمشان - مثل "م. ر" - در خبرها نام برده میشود تا آبروشان نرود، همین که اسم ناصر کامل عنوان میشود معلوم میشود برخورد با مفاسد اقتصادی شوخیبردار نیست.»
طنزنویس با تاکید بر این که ماجرای دستگیری ناصر قرارست در دانشگاههای معتبر جهان تدریس شود از قول سرگرد القاضی مهر خبر داده ناصر از صندوق صدقات جنوب شهر سرقت میکرد که "تحقیقات ادامه داشت و مناطق جرمخیز و نقاطی که امکان سرقت و تخریب صندقهای صدقه وجود داشت تحت نظر قرار گرفت که طی آن ماموران موفق شدند فردی را که در ساعات پایانی شب در حال تخریب یک صندوق صدقه بود، شناسایی و دستگیر کنند.»
و خلاصه این که: ناصر سرحلقه فساد اقتصادی در سالهای اخیر و رییس همه حروف الفبا است. او کارش را با بسته شدن کارخانهها و از دست دادن کارش شروع کرد و وارد کار اختلاس از صندوق صدقات شد. هنگام دستگیری چند قطعه اسکناس ۲۰۰۰ و ۵۰۰۰ ریالی همچنین تعداد زیادی پول خرد از قبیل سکه ۲۵ تومانی و ۵۰ تومانی توانسته بود از صندوق صدقات سر کوچه دربیاورد. که خوشبختانه این سرمایه ملی طی مراسم باشکوهی به صندوق صدقات دیگری ریخته شد به این امید با این پول صدقات، باز هم برای دختران کوموری جهیزیه تهیه شود تا مشکل مردم ما حل شود.
کارتون پیام برومند، قانون
منبع : مسعود بهنود bbc